خرید بک لینک

اوایل اردیبهشت بود و به دلایلی من روز چهار شنبه رو مرخصی گرفتم و سه شنبه برگشتم خونه . ولی سمیه روز چهارشنبه برگشته بود. اونجور که بعدها تعریف کرد اون روز راننده مون یک ربع زودتر رفته بود دنبالش و بیچاره سمیه هم آمادگی نداشته، واسه همین برای اینکه آماده بشه خیلی عجله کرده و یادش میره آبگرمکن رو از برق بکشه (آبگرمکنمون برقی بود و زیادم خوب کار نمی کرد و مشکل از اینجاش بود که اتوماتیکش کار نمی کرد و باید خودمون حواسمون بود و دوشاخه ش رو از برق می کشیدیم وگرنه....)

صبح روز پنجشنبه یکی از اهالی روستا بهم زنگ زدن و گفتند که لوله آب مدرسه ترکیده و باید یه جوری درستش کنیم و کلید مدرسه رو نداریم. (کلیدا دست سمیه بود) ولی یه جوری قبل از اینکه آب خونه و مدرسه رو برداره باید این مساله رو درست می کردیم. واسه همین ...


برچسب: نویسنده: stw تاريخ: دوشنبه 14 مرداد 1392 ساعت: 9:49

صفحه بندی