خرید بک لینک

دیروز جواب کنکور اومد و امسال نمی دونم به چه علتی داغ دلم تازه شد . داغی رو که سال 88 کنکور رو دلم گذاشت . یاد اون روزا افتادم که چقد بعد از کنکور و اعلام نتایج داغون شدم. خواستم یه پست جدید در این مورد بنویسم.پستی کاملا متفاوت با قبلی ها.

اون سال همه انتظار داشتند که من رتبه ی خیلی خوبی کسب کنم. نمی گم زرنگ بودم ولی واقعا انتظار داشتم رتبه م خوب بشه. مثلا سه رقمی یا چیزی همین حول و حوش بیارم که بتونم مهندسی عمران یه جای خوب قبول شم (واقعا اون موقع آرزوم بود. البته بعد عمران تدریس فیزیک و ریاضی رو دوس داشتم) ولی به دلایلی نشد . اون دلایلم این بود که اضطرابی که سر جلسه داشتم باعث شده بود که مغزم هنگ کنه و تقریبا 20 دقیقه آخر وقت اختصاصی رو نتونم جواب بدم و حالم بد شد. (اینطوری بود که داغ بزرگی رو دلم موند و تا یه ماه همه ش خودمو سرزنش می کردم ولی واقعا الان که فکرشو می کنم می بینم هیچ کدوم از کارای خدا بی حکمت نیست . اون موقع تصور می کردم دنیا رو سرم خراب شده و...ولی با این حال اولین اولویتم رو معلمی زدم و قبول شدم. گرچه عاشق تدریس فیزیک بودم ولی به هر حال تدریس توی ابتدایی که پارسال تجربه کردم واقعا جزو شیرین ترین خاطرات ذهنمه. وقتی فکر می کنم می بینم لذتی که تو کار معلمی برای من هست شاید توی هیچ کار دیگه ای نمی دیدم.)

از اینا بگذریم. بذار از ناعادلانه بودن کنکور بگیم .

می شناسم کسانی رو که از هر لحاظ که نگا کنی یه نخبه هستند . رشدشون تک بعدی نبوده . در هر زمینه ای توانمند هستند و البته جزو باهوش ترینای مدرسه . ولی روز کنکور بر خلاف انتظار، نتونستن اونطور که باید پاسخگو باشن.

نمی گم به کسی ربطی نداره و نباید قضاوت کنید و حرف بزنید چون توی جامعه خودمون این کار غیییییر ممکنه. ولی قضاوت بر اساس چیه؟ براساس یه رتبه ؟ یه تراز؟ یا حتی یه رشته تحصیلی ؟ از یکی از فرمایشات و پندهای استاد عزیزم «آقای سیدیان» واقعا خوشم میاد که در هر موردی کاربرد داره.

«چشم ها را باید شست .»

سعی کنیم این عادت رو در خودمون تغییر بدیم که

به شرکت کنندگان در کنکور به چشم یه رتبه متحرک نگاه کنیم.

با آروزی بهترین ها برای دوستانی که برای موفقیت در کنکور نهایت تلاششون رو کردند.

برچسب: نویسنده: stw تاريخ: دوشنبه 14 مرداد 1392 ساعت: 9:49

صفحه بندی